یا فارس الحجاز (عج) -القاب واسماء حضرت مهدی (عج)
|
خلف و خلف صالح |
|||
|
ابوالقاسم |
ضیاء(نور) |
مدبر |
|
|
برهان الله |
محسن |
مامور |
حجت الله |
|
صرات (راه) |
ولی الله |
خاتم الاوصیاء |
منعم |
|
وجه الله |
خاتم الائمه |
عادل |
قیم الزمان |
|
سیّد |
مقضل |
میزان الحق |
صاحب الرجعۀ |
|
غایب |
صاحب الناحیۀ |
عالم |
صاحب العصر |
|
عین الله (چشم خدا) |
صاحب الامر |
قائم ازمان |
صاحب الدولۀ الزهرا |
|
غوث الفقراء |
ابا صالح |
ابوالحسن |
ابو جعفر |
|
ابو محمد |
ابو ابراهیم |
|
|
احمد:
شيخ صدوق در كمال الدين از اميرالمومنين(ع) روايت كرده كه فرمودند: بيرون مي آيد مردي از فرزندان من درآخر الزمان
تا آنكه فرمودند: براي او دو اسم است، اسم مخفي و اسم ظاهر، اما اسمي كه مخفي است احمد است
قال الامير المومنين (ع) : لَهُ اِسمان ، اسم يخفَي وَ اسم يعلَن ، فَاَمّا اَ لَّذي يخفي فَاَحمَد وَاَمَّا الَّذي يعلَن مُحَمَّد
بحار النوار 35/51
در تاريخ ابن خشاب روايت ا ست از امام صادق (ع) كه فرمودند: خلف صالح از فرزندان من است. اوست مهـدي،اسم او اسم محـــمد و كنيه او ابوالقاسم است
ثائر:
در مناقب قدزمه از القاب آن جناب شمرده شده و ثائر كينه خواه را گويند كه آرام نگيرد تا قصاص نمايد و خواهد آمد آن جناب، مطالبه خون جد بزرگوار خود بلكه خون جميع اصفيا را كند
أينَ الطالِبُ بِذُحُولِ الاَنبياءِ وَابناءِ الاَنبياء ،أينَ الطّالِبُ بِدَمِ المَقتولِ بِكَربلا
شيخ فرات ابن ابراهيم در تفسير خود روايت كرده ازعمران بن واهر گفت كه مردي خدمت حضرت امام صادق (ع) عرض كرد كه ما سلام بكنيم به حضرت قائم (ع) به اميرالمومنين، يعني بگوييم به او يا اميرالمومنين
فرمودند: نه! اين اسمي است كه خداوند،اميرالمومنين (ع) را به آن ناميد، كه ناميده نمي شود احدي پيش از او، مگر آنكه كافر شود
گفت : چگونه سلام كنيم بر او؟ فرمودند: بگوييد السلام عليک يا بقية الله
لقبي است كه امام حسن عسكري (ع) هنگام تولد حضرت بيان نموده اند
حكيمه خاتون مي فرمايند:آن جناب را به نزد برادرم حسن بن علي (ع) آوردم؛پس مسح فرمود به دست شريف، بر روي پرنور اصفيا و غوث فقرا و خاتم اوصيا و نور اتقيا و صاحب كره بيضاء
در كمال الدين روايت شده كه حضرت در سن سه سالگي به احمد ابن اسحاق فرمود
اَنَا بَقيةُاللهِ فِي الاَرضِ وَ المُنتَقِم مِن اَعدائِه
در كمال الدين روايت شده ازاميرالمومنين(ع) كه بعد از ذكر شمايل و نامهاي آن جناب فرمودند
كه آن حضرت (ع) دست خود را بر سرهاي عباد مي گذارد و مومني نمي ماند مگرآنكه دلش سخت ترازپاره آهن مي شود، خداوند به آن مومن قوت چهل مرد مي دهد
حجاب:
در زيارت آن جناب است اَ لسَّلامُ عَلي اَلحِجابَ اللهِ الاَزَلي القَديم
در هدايه و مناقب قديمه، از القاب شمرده و جابر به معناي درست كننده و شكسته بند است و اين
لقب از خاصه هاي آن حضرت است كه فرج اعظم ، گشايش همه كارها، جبرهمه دلهاي شكسته
وخرسندي همه قلوب پژمرده و شفاي همه امراض به به وجود او مسعود است
فرمان فرما و حكمران زمان از جانب خداوند
خلف و خلف صالح:
در حديث لوح معروف که جابر در نزد فاطمه الزهرا(س) ديد؛ مذکور است بعد از ذکر عسکري(ع) که: آنگاه کامل مي کنم اين را به پسر خلف او که رحمت است بر جميع عالميان؛ بر اوست کمال صفوت آدم ، رفعــت ادريس ، سکينه نوح ، حلم ابراهيم، شدت موسي، بهاء عيـسي ، صبر ايوب
ضُحي:
در تاويل الآيات شيخ شرف الدين نجفي روايت است در تاوبل سوره مباركه وَ الشَّمسَ وَ ضُحيها كه شمس، رسول الله است و ضحاي شمس كه نور و ضياي خورشيد است وچون بتابد قائم (ع) است
به معني رانده شده است
مكرّر در لسان ائمه به اين لقي مذكورشده، خصوصاً امير المومنين وامام باقر (ع)
يعني از اين جهت كه نه جنابش را شناخته و نه قدر نعمت وجو دش را دانسته اند و نه در مقام شكر گزاري و اداي حقش بر آمده اند
آن حضرت به ابراهبم ابن علي مهزيار فرمودند: پدرم به من وصيــت فرموده كه منزل نگيرم از زمين مگر جايي از آن كه از همه جا مخفي تر و دورتر باشد؛ به منظور پنهان نمودن امر خود
و محكم كردن محل از مكائد اهل ضلال.... تا آنكه مي فرمايد پدرم به من فرمود: بر تو باد اي پير من؟ به ملازمت جاهاي نهان از زمين و طلب كردن دورترين آن زيرا كه از براي هر ولي از اولياي خداوند، دشمني است مغالب و سندي است منازع
مُبلي السرائر: يعني آشكاركننده اسرار
در غيبت نعماني از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمود درحالي كه مردي در بالاي سر حضرت قائم (ع) ايستاده و به اوامر و نهي مي کند فرمان مي دهد كه او را در پيـش روي حضـرت بـيـاورند پـس او را بـه آنـجا مي آورنـد كه گردنش را بزنند. پس نمي ماند در خافقين چيزي مگر آنكه از او مي ترسد
فرج الاعظم:
امام رضا (ع) فرمودند :هرگاه عالم از ميان شما غايب شد ، پس منتظر فرج اعظم باشيد
فجر:
در تاويل الايات شيخ شرف الدين نجفي روايت است از حضرت امام صادق(ع) كه فرمودند: در تفسير كلام خداوند « والفجر» كه مراد از فجر قائم(عج) است و نيز روايت كرده از آن جانب كه فرمودند: در تفسير سوره مباركه:
اِنّا اَنزَلناهَ فِي لَيلةِ القَدر *...* حَتي مَطلَعِ الفَجر: يعني آنكه برخيزد و ظاهر شود قائم (ع) است.
در اخبار و روايت ولادت حضرت قائم (ع) است كه حكيمه خاتون به نرجس خاتون گفت: خداوند مي بخشد به تو غلامي كه سيد است در دنيا و آخرت و اوست فرج مومنان
فتح:
در كتاب « تنزيل و تحريف» احمد ابن محمد سياري روايت است كه فرمودند در آيه شريفه
اِذا جاءَ نَصرُ اللهِ وَ الفَتح كه مراد از فتح قائم (ع) است.
در تفسير علي ابن ابراهيم مذكور است در تفسير آيه شريفه:
نَصرُ مِنَ اللهُ وَ فَتحٌ قَريب وَ بَشِّرُالصّابِرينَ وَ بَشِّرٌالمُومنين كه اشاره دارد به فتح حضرت قائم (ع)
يعني آنكه خلايق آرزوي آن را دارند
أينَ المُؤمِّل لِاَحياءِ الکِتابَ وَ حُدودُه: کجاست آن آرزو شده براي زنده کردن کتاب (قرآن) و حدودش
قائم:
شيخ مفيد درارشاد روايت كرده از امام رضا (ع) كه فرمودند: چون حضرت قائم (ع) برخيزد مردم را به اسلام تاره بخواند. تا آنكه فرمود: او را قائم ناميدند؛ براي آنكه قيام به حق خواهد نمود
سَمَّي قائم (ع) ، قائِماً لِاَنَّهُ يقومُ بَعد مُوتِ ذَکر
شيخ صدوق به نقل از ائمه در معناي الاخبار فرموده: قائم (ع) را قائم ناميدند زيرا كه او برمي خيزد بعد از موت ذكرش
ظاهر کننده آيات خداوند و يا محل بروز و ظهور آيات الهيه
مُبلي السرائر: يعني آشكاركننده اسرار
در غيبت نعماني از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمود درحالي كه مردي در بالاي سر حضرت قائم (ع) ايستاده و به اوامر و نهي مي کند فرمان مي دهد كه او را در پيـش روي حضـرت بـيـاورند پـس او را بـه آنـجا مي آورنـد كه گردنش را بزنند. پس نمي ماند در خافقين چيزي مگر آنكه از او مي ترسد
امام رضا (ع) فرمودند :هرگاه عالم از ميان شما غايب شد ، پس منتظر فرج اعظم باشيد
در خطبه غديريه رسول الله (ص) است در اوصاف آن جناب: اَلا اِنَّهُ المُنتَقِمُ مِنَ الظّالِمِين
در علل الشرايع روايت شده از حضرت باقر(ع) كه فرمود: آگاه با شيد كه هر گاه قائم ما خروج كند، زني را بر مي گردانند به سوي او تا او را حد بزنند و انتقام كشد
«براي دختر محمد رسول لله (ص)« فاطمه س
راوي ازاو پرسيد: چرا او را حد مي زنند؟ فرمود براي افتراي او بر مادر ابراهيم
فرمود چرا خداوند آن را به تاخير انداخت به قائم(ع) ؟
زيرا كه خداوند تبارك و تعالي، مبعوث فرمود محمد(ص) را رحمت رحمة للعالمين و مبعوث فرمود قائم را نقمت
منتظَر:
امام محمدتقي(ع) فرمودند:امام بعد ازحسن(ع) پسر او قائم به حق كه منتظر است
راوي پرسيد:چرا او را منتظر نام كرده اند؟
براي آنكه براي اوست غايب شدني كه روزهاي آن بسيار طول خواهد كشيد. پس انتظار خواهند كشيد خروج او را مخلصان و شك كنندگان او را انكار خواهند كرد
هادي:
آن کسي که مقام هدايت يافتنش به جايي رسيده که تواند ا زجانب اقدسش در مقام هدايت کردن برآيد
مهدي:
شيخ طوسي در« غيبت » خود روايت كرده از ابي سعيد خراساني كه او سوال نمود از امام صادق(ع) كه چرا ناميده شد آن جناب به مهدي؟
فرمودند: زيرا كه او هدايت مي كند مردم را به سوي هر امر مخفي.
شيخ مفيد در ارشاد روايت كرده از آن جناب كه فرمود: قائم(ع) را مهدي ناميدند به دليل آنكه هدايت مي نمايد مردي را به سوي امري كه از او گم شده اند
حضرت امام باقر(ع) فرمودند: مهدي را مهدي مي گويند زيرا كه هدايت مي كند به سوي امر خفي و بيرون مي آورد تورات و انجيل را از زميني كه آن را انطاكيه مي گويند
شيخ طوسي روايت كرده از حضرت سجاد كه فرمودند: در آيه شريفه
وَ فِي السَّماءِ رِزقُكُم وَ ما تُوعَدون * فَوَ رَب ِّالسِّماءِ وَالاَرض َاِنَّهُ لِحَق مِثل ما اَنَّكم تَنطقون
پس قسم به پروردگار و آسمان و زمين كه آن حق است مثل آنكه شما سخن گوييد؛
فرمود:اين برخواستن و خروج قائم آل محمد (ص) است.
مُوتُور :
موتور به والد آن است که پدرش کشته شده وخون خواهي او نشده.
درغيبت نعماني روايت شده است ازامام صادق(ع) درحديثي که فرمود به ابونصير
اي ابا محمد! قائم (ع) خروج مي کند موتور و خشمناک، بر بدن او پيراهن رسول خدا که در بدن آن جانب بود در روز احد، يعني آن پيراهن خون آلود
مجلسي (رحمة الله) فرموده که: مراد به والد، يا حضرت عسکري (ع) يا جناب امام حسين (ع) يا جنس والد ، که شامل باشد همه ائمه (ع) را
مضطر:
يکي ازالقاب آن حضرت مضطر به معني ناچار و درمانده مي باشد همانند حضرت
علي (ع) ، فاطمه و زينب (س)
دردعاي ندبه داريم که اَينَ المُضطَر الَّذي يُجاب ُاِذا دُعا:
کجاست آن مضطر ( ناچار) که هرگاه دعا کند به اجابت مي رسد
اَمَّن يُجيبُ المُضطَرَّ اِذا دُعاهُ وَيَکشِفُ السُّوء
باسط : به معني فراخ کننده و گسترنده مي باشد
فيض آن حضرت چنانکه خود فرمودند مانند آفتاب به همه جا رسيده و در ايام ظهورش وعده اش چنان منبسط و عام مي شود که گرگ و گوسفند با هم محشور مي شوند
وارث:
در خطبه غديريه رسول خدا (ص)است که فرموده اند: اَلا اِنَّهُ وارِثُ کُل عِلمٍ وَ
المُحيط به.
آن جناب وارث علوم، کمالات، مقامات، آيات و بينات جميع انبياء واوصياء و اباء طاهرين خود (ع) است
در کافي روايت شده که بيرون مي رود صاحب اين امر از مدينه به سوي مکه با
ميراث رسول خدا(ص)
راوي پرسيد ميراث خدا چيست؟ فرمود شمشير رسول خدا ، زره او، امامه آن جناب، عصاي او، اسلحه آن حضرت و زين اسب او
ساعة:
در «غيبت » فضل بن شازان روايت است که حضرت امام حسن مجتبي (ع)از رسول خدا پرسيد که
اي رسول الله قائم ما اهل بيت کي خروج خواهد کرد ؟
فرمودند :اي حسن ! جز اين نيست که مثل او « ساعة» يعني روز قيامت است که خداي تبارک وتعالي علم آن را بر آسمان وزمين پنهان داشته است . نمي آيد مگر ناگاه وبي خبر
يسئَلُونَکَ عَنِ السّا عَةِ أَيانَ مُرساها قُل اِنَّماعِلمُها عِندَ رَبّي.
اي رسول از تو در باره زمان قيامت ميپرسند ؛ پاسخ ده كه علم آن نزد خداي من است
حق: در کافي از امام باقر (ع) فرمودند در آيه شريفه « قُل جاء َالحَقَ وَ زَهَقَ الباطل .... » که چون قائم خروج کند دولت باطل برود
داعي : آن حضرت از سوي خداوند داعي خلايق به سوي اوست.
حجاب: اَلسَّلامُ عَلي الّحِجاب الله الاَزلي القَديم
وجه : اَلسَّلامُ عَلي وَجه ُاللهِ المُتلقب بَين اَظَهَرِ عِبادِه
السلام علیک یابقیةاللةاعظم(عج)